محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

324

مخزن الأدوية ( ط . ج )

زهره آن را در سايه خشك نموده عند الحاجت با آب ساييده و ملسوع به لسع هوام سه ميل آن را در چشم طرف مخالف عضو ملسوع كشد مثلًا اگر در جانب چپ باشد به چشم راست و اگر در جانب راست باشد به چشم چپ شفا يابد بعون الله تعالى خصوصاً كه در آب رازيانه سه هفته در آفتاب گذاشته باشند و چون چشم آن را در زير بالش كسى گذارند به نحوى كه آن كس نداند مانع خواب آمدن آن شود و چون زنده آن را در خانه بياويزند مار و عقرب در آن خانه داخل نشوند و ضماد فضله تازه بچه نوع سرخ آن را چون از آشيان آن آورند جهت تحليل ورم بيضه مجرب امّا بايد كه زياده از يك ساعت نگدازند و ساييده خشك آن با آب يا عرق رازيانه نيز همين اثر دارد و ليكن از تازه آن ضعيف‌تر و گويند چون دو لشكر با هم مقابل گردند و حدات سرخ بر سر هر لشكرى كه پرواز نمايد ظفر از جانب آنست و بدين سبب آن را فتح اللقا نامند . حديد به فتح حا و كسر دال مهملتين و سكون ياى مثناة تحتانيه و دال مهمله به فارسى آهن و به هندى لوهه نامند . ماهيت آن : از جمله فلزات معروفه است و اجناس كليه آن دو نوع است : نر و ماده . نر آن كه صلب است فولاد و ماده آن كه نرم است آهن و فولاد كانى طبيعى را شاپور خان و شاير خان نيز و مصنوع از آهن نرم را اسطام گويند و چون شاخ سوخته بز و حجر الرخام را بالسويه بر آهن بمالند و بر آتش سرخ كنند بسيار نرم شود و قير و قتر عبارت از آن است و چون با رصاص يا مرقشيشا يا سم الفار يا زرنيخ گدازند به مرتبه رصاص زود گداز گردد و به دستور چون با نحاس بگدازند و بعد از آن با شوره نحاس را از او سوزانند بغايت زود گداز گردد و فولاد مصنوع متعارف بسيار است و طريق ساختن آن آنست كه آهن متعارف را در كوزه مخصوص به آتش بسيار شديد يك هفته مىتابند و حنظل و صبر و هر چه در تلخى قوى باشد با زهرهاى حيوانات ساييده بر او ريخته آن مقدار مىتابند كه در جسم آن داخل شود و گويند چون آهن را تافته يك بار در روغن كنجد تطفيه كنند و بار ديگر در آب اطفا نمايند اقسام آهن را مثل آهن ربا جذب مىكند . طبيعت آن : در دويّم گرم و در سيّم خشك و زنجار آن در آخر سيّم تا چهارم . افعال و خواص آن : آب آهن تافته بغايت مقوى باه و قابض و جهت جراحت امعا و اسهال مزمن بواسيرى و ورم سپرز و تقويت معده و سلس البول و درد مقعده و گزيدن سگ ديوانه و رفع زردى رخسار و هيضه نافع و آبى كه آهن گران آهن تفته را مكرر در آن سرد مىنمايند و آن را دوس و ماء الحديد نيز نامند و شراب با آهن تافته نيز در رفع خفقان و استسقا و طحال و سلس البول و ضعف جگر و معده و باه و حبس اسهال معدى و ذوسنطاريا قوىتر از آب تفته آهن است در آن و دوغ با آهن تافته در اسهال دموى و نزف حيض و استرخاى مقعده قوىتر است و چون براده آهن را در شرابى كه زهر آلوده باشد بيندازند تمام زهرها را به خود جذب نمايد و رفع سميت آن شود و شرب آن زيان نرساند و خبث الحديد و زعفران الحديد ان شاء الله تعالى مذكور خواهد شد و قطور سركه كه آهن در آن جوشانيده باشند جهت قطع نمودن چرك جارى از گوش كه كهنه شده باشد . المضا ر : براده آهن را چون بخورند درد شكم شديد و خشكى دهن و درد سر آورد . مداواى آن آشاميدن شير تازه دوشيده با بعضى ادويه قويه است و بعد از آن مسكه و روغن بنفشه و روغن گل و سركه بر سر ماليدن و مقدار يك درهم مقناطيس خوردن و امراق دسمه و روغن گاو و در خواص آورده‌اند كه براده آهن اگر بر كسى بندند كه در خواب دندان بخايد ديگر نخايد و طلاى چرك آهن با شراب جهت داخس و نقرس و حمول چرك آن حابس نزف الدم رحم و مجفف بواسير است . حدق به فتح حا و دال مهملتين و سكون قاف گويند اسم بادنجان است و گويند بادنجان دشتى است و اهل قدس آن را بادنجان برّى و اهل حجاز شوكة العقرب و به هندى بهتكتيه و كتبيكن نامند . ماهيت آن : گياه آن در بعض بلاد بزرگ‌تر از بادنجان و در بعضى برابر و شبيه بدان و ثمر آن به قدر جوز ماثل و بىخار و در بعضى بلاد مانند بنگاله پرتخم و در خامى سبز و بعد رسيدن زرد و در تابستان مىرسد و زود فاسد مىگردد و در هند سه نوع مىباشد يكى كوچك و گياه آن مفروش بر زمين و پرخار و ثمر آن به قدر فوفل و گل آن به رنگ گل بادنجان و قسم ديگر گياه آن از آن بزرگ‌تر و گل آن سفيد و گياه آن به قدر بادنجان و قسم سيّم گياه آن بزرگ‌تر از بادنجان و گل آن مثل گل بادنجان و ثمر آن به قدر جوز ماثل و بعضى از آن بزرگ‌تر . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : بسيار جالى قايم مقام صابون در بردن اوساخ لهذا اهل شام جامه با آن مىشويند و بخور نوع بزرگ آن كه مقدسى نامند جهت بواسير بيعديل و طلاى نوع كوچك آن كه حجازى نامند جهت گزيدن هوام و عقرب و به دستور خوردن برگ يا ثمر بيخ آن در ساعت نافع و ليكن با خطر و مورث كرب ، مصلح آن سكنجبين و قطور روغن زيت و يا غير آن كه ثمر آن را در آن جوشانيده باشند جهت تسكين وجع گوش در ساعت و تدهين بدان جهت رفع اعيا مفيد و حمول آن با عسل جهت اسقاط